عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
33
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
رفت ، در حالى كه مىفرمود خدا لعنتشان كند ! عايشه گفت يا رسول الله ، هلاك مىشوند . فرمود : هرگز اى دختر ابو بكر ! بدان كه من بشرى هستم مثل ديگران ، گاه به تنگ مىآيم با خدا شرطى بىخلاف دارم كه درباره هر يك از مؤمنان سخنى از دهان من بجهد ، خداوند آن را براى آن مؤمن كفاره قرار مىدهد . « 1 » ( 1 ) خادم بستر و بالين پيغمبر در قصه رفتن علقمه به شام و ملاقات با ابو درداء آمده است كه ابن مسعود ، متصدى آب وضو و خادم بستر و بالين پيغمبر ( ص ) بود . پيغمبر ( ص ) شخصا براى ميهمانى كه وارد مىشد مخدّه مىگذاشت ؛ چنان كه در اخلاق النبى ابن حيّان اصفهانى آمده است : وقتى سلمان بر حضرت داخل شد ، حضرت مخدّه براى او آماده كرد . نيز آوردهاند كه عدى بن حاتم در مسجد به حضور پيغمبر ( ص ) رسيد و سلام كرد . حضرت نامش را پرسيد ، گفت : عدى بن حاتم . حضرت او را به منزل آورد و زيرانداز برايش گسترد و فرمود كه بر اين بنشين و خود حضرت بر زمين نشست . عدى بن حاتم گفت : « گواهى مىدهم تو سلطهجوى و فسادانگيز نيستى » و مسلمان شد . در روايت ديگر آمده است كه عدى بن حاتم گفت : يا نبى الله ، صحنهاى ديدم كه نديده بودم ، پيغمبر فرمود : « اذا اتاكم كريم قوم فاكرموه » . ذهبى گويد : اين حديث ناشناخته و طرقش ضعيف است . ابن الجوزى آن را مجعول مىداند . ابن حجر گويد ضعيف است . حاكم نيشابورى در المستدرك گويد اسنادش صحيح است . پيغمبر فرموده سه چيز را رد نكنيد : شير ، مخدّه و روغن ( عطر ) . ( 2 ) در خانه پيغمبر ( ص ) متكا و بستر بوده و ابو سعيد خدرى ، بر زيرانداز مىنشسته و بر متكا تكيه مىكرده است . در روايت هست كه پيغمبر ( ص ) بر بالين حرير هم مىنشست . نيز روايت است كه ابن عباس بر متكاى حرير تكيه كرده و ابن جبير پيش پايش نشسته بود . پس ابن عباس گفت : بنگر چگونه از من روايت كنى كه فراوان از من آموختهاى . آوردهاند كه انس در يك ميهمانى حاضر شد روى و ساده ( بستر و بالش و نهالى ) حرير كه نقش پرندگان داشت نشست . اين روايات ، جايز بودن استفاده از مخدّه ، بالش ، بستر ، نهالى و زيرانداز را مىرساند .
--> ( 1 ) . مضمون اين نقل ، با ظاهر آيت قرآنى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى سازگار نيست ، م .